
کاوراستوری پرونده اقتصادی شماره سوم ماهنامه نسیم بیداری:
شاخص کسب وکار، ملاک نسبتا جدیدیست که نشان می دهد بنگاه های یک کشور در زمینه فعالیتشان چه وضعیتی دارند و عوامل و شرایط پیرامونی، به کمک آن ها می آید یا مانع کارشان است. بررسی های بانک جهانی، همچنین مطالعات مختلف داخلی و خارجی نشان می دهد محیط کسب و کار در کشور ما اوضاع مناسبی ندارد. مهمتر آنکه فاصله معناداری با اکثر کشورهای منطقه و همسایه هایمان داریم و این با اهداف چشم انداز بیست ساله و قانون برنامه چهارم توسعه در تضاد کامل است.
وضعیت کسب وکار هم از جمله شاخص هایی ست که احتیاج زیادی به عدد و رقم و شکل و فرمول و نمودار ندارد و تقریبا هر کس که در فضای کسب وکار فعالیتی دارد، می تواند تشخیص دهد که هوا، سالم نیست.
در این شرایط، بهترین تعبیر برای موقعیت کنونی «غبار در فضای کسب وکار» است.
هنگامی که برخی از مردم، که بالاتر از قانون قرار دارند، می کوشند دیگران را از منزلت، شرافت و حقوق اولیه خود محروم کنند، اخلاقیات مردم عمیقا تحت تاثیر قرار می گیرد. رژیم جنایتکار این را می داند و سعی می کند از طریق ایجاد رعب و وحشت به رفتار اخلاقی و شایسته ای تداوم بخشد که بدون آن هیچ جامعه ای، نمی تواند به وظیفه خود عمل کند. اما به اثبات رسیده است که در جایی که مردم انگیزه اخلاقی رفتار کردن را از دست داده اند، رعب و وحشت نمی تواند کار چندانی از پیش ببرد.
* ایوان کلیما- روح پراگ- فروغ پوریاوری- نشر آگه
حسین مهکام، بالاخره از خر شیطان پایین آمد و وبلاگ نویسی را آغاز کرد. طبق معمول می توان پیش بینی کرد که نوع مطالب رگ غیر قابل پیش بینی است و خواندنی. از من نشنیده بگیرید که فعلا هفته ای یک بار مطلب جدید می نویسد.
گیلاس اولین پست و حروف مقدس دومین مطلبی است که تا الان در این وبلاگ نوشته شده.
اگر رفتید و خواندید و لذت بردید و مشتری وبلاگ حسین شدید، رحمتی هم برای این شبزده بفرستید...
شماره دوم ماهنامه نسیم بیداری منتشر شد. این شماره نسیم بیداری را برای آن که به توزیع نیمه ماه برسد، کم حجم تر و ارزان تر منتشر کردیم. سه سرویس ادب و هنر، اقتصاد و اجتماع در شماره دوم مطلب ندارند.
پرونده مفصلی درباره زندگی و آثار فقیه فقید منتظری با عنوان مجتهد مجاهد به همراه عکس های منتشر نشده وی مطلب اصلی این شماره است. چهارده سالگی کارگزاران هم بهانه ای برای چاپ مجموعه مطالبی با عنوان فرزندخواندگان آیت ا.. شده است.
در بخش بین الملل، پاکستان بی بی نظیر، به بررسی وضعیت همسایه شرقی ایران بعد از ترور خانم بوتو می پردازد.
دومین شماره نسیم بیداری 64 صفحه است و 1000 تومان قیمت دارد.

این یادداشت را برای شماره اول مجله نوشتم:
این یادداشت برایم در حکم یک مراسم معارفه است. کمی هول و از خجالت سرخ شده ام. صدایم می لرزد: سلام. از جا برخاست هام و کلاهم را به احترام شما از سر برداشته ام. در روزگاری که حال و حوصله کیمیاست و بی اعتمادی سکه رایج، شما هم حوصله به خرج داده اید و هم به ما اعتماد کرده اید.
شاید اولین سئوالتان این باشد که "حالا چرا رستوران؟" رستوران. چون غذا خوردن در بیرون خانه به قله تفریحات ما بدل شده است. چون ما انتخاب های محدودی برای گردش و تفریح و تمدد اعصاب داریم. چون رستوران دم دست ترین و فراگیرترین امکان تفریحی ماست. چون رستوران رفتن به جز لاینفک زندگی مدرن تبدیل شده و چون می خواهیم به خانه هایتان بیاییم.
مجله ای که در دست دارید، اولین در نوع خود است و تلاش دارد به مرجعی قابل اتکا برای رستوان رفتن و بیرون خوردن (معادل خود ساخته eating out) بدل شود. می خواهد غذا خوردن از یک نیاز اولیه به عملی لذت بخش و خاطره آفرین تبدیل شود. می خواهد بهترین ها را معرفی کند. می خواهد برای هر ذائقه ای، خوراکی داشته باشد. این شماره را که ورق بزنید، بضاعت ما را میبینید؛ کوششی برای رصد آنچه در این حوزه می گذرد.
قدر حوصله و اعتماد شما را می دانیم. تلاش می کنیم محصولی در شان شما ارائه کنیم و باور کنید که تکراری و بیهوده و باسمه ای نیست وقتی می گویم به همراهی شما محتاجیم و منتظر نظرهایتان.
راستی بگویم که این یادداشت برایم در حکم یک مراسم معارفه است. پاسخ های شما بر شکوه مراسم می افزاید!
و چنین بود روزگار ما:
حرف، گلوله می شود
و حرف، بغض می شود
و خاطره، حرف می شود
و بهار، در خاطرت یخ می بندد
و تابستان، سیاه می شود
و باران، آه باران، باران هیچ
و سبز، حرف می شود
به لطف حسین صحفه ای در روزنامه جهان اقتصاد دارم به عنوان اقتصاد فرهنگ که وعده کرده ام روزهای زوج تحویلش بدهم. امروز مطلبی داشتم درباره مشکلات اقتصادی کتاب و کاغذ با همین اسمی که روی پست گذاشتم.
لید مطلب: سهم کتاب کمتر از نیم درصد هزینه سبد هر خانواده ایرانی است. 85 درصد نیاز کاغذ کشور ازطریق واردات تامین میشود. میانگین سرانه مطالعه 18 دقیقه در روز است. در ایران حدود 8500 مجوز نشر وجود دارد و...
وسط بحث جدی سیاسی، همینطور که داغ کرده و مرتب صدایش بالا می رود و
می لرزد، می گوید: ماشالا مهندس مثل شیر زانتیا وایستاده و کوتا نمیاد
من (مبهوت): شیر چی؟
- شیر زانتیا، آپ گرید شده ژیانه دیگه