به لطف حسین صحفه ای در روزنامه جهان اقتصاد دارم به عنوان اقتصاد فرهنگ که وعده کرده ام روزهای زوج تحویلش بدهم. امروز مطلبی داشتم درباره مشکلات اقتصادی کتاب و کاغذ با همین اسمی که روی پست گذاشتم.
لید مطلب: سهم کتاب کمتر از نیم درصد هزینه سبد هر خانواده ایرانی است. 85 درصد نیاز کاغذ کشور ازطریق واردات تامین میشود. میانگین سرانه مطالعه 18 دقیقه در روز است. در ایران حدود 8500 مجوز نشر وجود دارد و...
وسط بحث جدی سیاسی، همینطور که داغ کرده و مرتب صدایش بالا می رود و
می لرزد، می گوید: ماشالا مهندس مثل شیر زانتیا وایستاده و کوتا نمیاد
من (مبهوت): شیر چی؟
- شیر زانتیا، آپ گرید شده ژیانه دیگه
...همه شاد و خوش و خنده زنان/ به صلابت ایران جوان....
قند توی دلمان آب می شد
محمدرضا مقيسه را مي شناسم و حالا ديگر به كاركردن با او مفتخر.
محمدرضا مقيسه را مي شناسم و تا به حال از او دروغي نشنيده ام.
محمدرضا مقيسه را مي شناسم و شرافتش را ديده ام. ديده ايم.
محمدرضا مقيسه را اگر نمي شناسيد، ببينيد چه كساني او را آماج تهمت قرار داده و برايش در حال پرونده سازي اند.
محمدرضا مقيسه را اگر نمي شناسيد، ببينيد كه بد نام ترين و بد سابقه ترين ها، پاپوش دوزش شده اند...
... آری ملت باید به حقوق خود آشنا باشد تا در هنگام تجاوز بتواند از آن جلوگیری کند. یکی از وظایف عمده آقایان حجج اسلام هم بیدار کردن مردم و آشنا ساختن آنان به حقوق قانونی خویش است تا در نتیجه دولت ها و زمام داران نتوانند به اعمال بی رویه و خلاف قانون مبادرت کنند. توفیق آقایان را در این وظیفه ملی و سعادت و خوشبختی ملت ایران خواستارم.
محمد رضا پهلوی (خواندنی ها. شماره 28. 1328)
تحملت را نداشتند و ندارند و چنان بی بته که جز به گلوله، راهی برای مقابله نمی شناسند.
کنار بیمارستان سینا، اشک می ریختیم و امن یجیب می خواندیم که در مواجهه با زادگان زنا، مضطر شده ایم.
آن روزها کاممان به پیروزی در انتخابات مجلس ششم شیرین بود.
شلیک به اصلاحات اما جواب همه مان را داد.این
روزها همه دوستانت دربندند. دیدیشان که؟ خسته و شکسته با پوزخندی به سرنوشت
اصلاحات در این ملک...
باز هم تن رنجورت، خار چشم حرامیان است.
مردا که تو باشی.
اعتراف کن. هیچ از مردانگی ات نزد ما کم نمی شود.
اعتراف کن. ما باور کرده ایم که اصلاحات غلط بود. غلط است.
اعتراف کن. ما می دانیم چگونه می خواهند بشکنند تو را.
اعتراف کن. این روزها فقط بکام لئیمان است.
تو امروز نماد صد سال آزادی خواهی مایی که بر ویلچر نشسته...






چنانچه ما امروز یک کاری بکنیم که گفته بشود که آن وقت رژیم سلطنتی بود و این کارها رامیکردحالاهم که جمهوری اسلامی است واسلام است ودَم ازقرآن میزنند و دَم ازاسلام میزنند و دَم از ایمان میزنند حالا هم همان است منتها لفظش فرق کرده است ؛ معنا همان معنا است. الفاظ تغییر کرده است، به جای رژیم سلطنتی، رژیم جمهوری گفته شده است، لکن عمل، همان عمل است و برنامه، همان برنامه، این یک مسؤولیت بزرگی است گردن من و آقا، گردن آقا و شماها هم هست و گردن همه ملت یعنی هر کس الان در پوشش جمهوری اسلامی هست این مسؤولیت را دارد...
امروز روز کودتاست. 56 سال پیش در چنین روزی، ته مانده امید مردم به حکومت مشروطه و عدالتخانه و آزادی و دموکراسی بر باد رفت.
این بار اما قرار است تاریخ روی مضحک خود را نشان دهد. اگر عصر 28 مرداد 56، کارگردان اردشیر زاهدی بود و بازیگر شعبون خان، عصر 28 مرداد 88 هر دو نقش را شعبان ها بر عهده گرفته اند.
آن روز مردم خسته و دلزده از 50 سال هرج و مرج به نام آزادی و مشروطه، ناامید از انقلابی که ثمره اش شد سلطنت رضا قزاق وسرخورده از خبرهایی که پیشرفت جهان را به اطلاعشان می رساند، کنج خانه خزیدند و گوش هایشان را گرفتند که صدای مصدق و فاطمی را نشنوند. امروز همه آن خستگی ها و دلزدگی ها و سرخوردگی ها، فریادی است بر سر دروغ گویان...
صبح دولت امید می دمد و ما تا آن روز تاریخ می خوانیم که بدانیم چرا راه مشروطه کج شد. چرا مدال دارانش بدنامی تاریخ را به جان خریدند. چرا پهلوی شد حاصل فرار از جمهوریت و چرا هنوز بعد از صد و چند سال کودتاچیان بر ما حکومت می کنند.
ريشه هاي انقلاب مخملي نخبگان مردود و در راس آنها موسوي، هاشمي، خاتمي، كروبي و سران احزاب قدرت طلب و سياه روي كارگزاران، مشاركت و مجاهدين كشف شد. بر اساس اطلاعات بدست آمده، موسوي از چندي پيش و پس از اطمينان از شكست در انتخابات رياست جمهوري، تمايل خود را به ايجاد انقلاب نشان داده بود. بر اساس اقارير صريح پياده نظام دستگير شده در آشوب هاي اخير، مهندس موسوي تحت تاثير مخمل، گربه پليدي قرار گرفته كه با سو استفاده از آرامش موجود در خانه برعليه گل باقالا خانم، آقا قوقولي، حضرت هاپوكومار و عمود خيمه خانه، مادربزرگه ي محترم اقدام به دسيسه چيني و زمينه سازي انقلاب نموده بود. گرچه مخمل هربار با تدابير و تيزهوشي مادر بزرگه مواجه و توان اجراي نقشه هاي خود را نداشت، اما ايجاد فضاي رعب و وحشت و اخلال در جريان عادي زندگي شهروندان به الگويي براي موسوي و هوادارانش بدل شد و پروژه انقلاب مخملي با الگوبرداري كاريكاتوروار از اقدامات مخمل كليد خورد.
يك منبع معتبر كه نخواست نامش فاش شود به جرانيوز گفت: ما از چندي قبل متوجه انحراف آقاي موسوي شده بوديم و من خودم بارها وي را هنگام مشاهده سريال خانه مادربزرگه، غافلگير كردم. وي ادامه داد: دستگاه هاي امنيتي بايد بررسي كنند كه "هزارتا قصه داره" نام رمز كداميك از عمليات خرابكاران و آشوب طلبان بوده است...
اطلاعات تكميلي متعاقبا ارسال مي گردد.