از بازرگان تا احمدی نژاد

 

 

شماره جدید نسیم بیداری به دولت­های پس از انقلاب می­پردازد. قرار بود این شماره به مناسبت هفته دولت منتشر شود که به دلیل همزمانی چند گرفتاری، تصمیم گرفتیم دو شماره یکی کنیم و البته بحث دولت را هم پروپیمان برویم.

سرگه بارسقیان زحمت گزارش دولت موقت و گفت­وگو با هاشم صباغیان را کشید. حمید متقی دولت جنگ را بررسی کرده و گفت­وگویی خواندنی با چریک پیر انجام داده. مرتضی شهلایی دولت نهم را با عنوان غیرمنتظره بررسی کرده و علی­اشرف فتحی هم در حوزه تخصصی خودش، رابطه دولت و روحانیت مطلبی نوشته. محمد منصوری از شرایط و وضعیت دولت اصلاحات گزارشی تهیه کرده. صبا آذرپیک و همکارانش  در هشت گزارش، در مورد ارتباط هر دولت و مجلس هم زمانش مطلب نوشته­اند. دوستان دیگری هم گفت­وگو و یادداشت داشته­اند که اینجا فقط می­توانم با یک خسته نباشید از خجالت­شان دربیایم!

دولت اول و دوم و پنجم و ششم، توسط من نوشته شده که هر کدام این طور شروع می­شود:

نگاهی به فراز و فرود دولت اول؛ فرزند بحران، پدر بحران

صبح پانزدهم آبان ماه 1385 تقریبا همه می­دانستند که دولت موقت استعفا کرده است. فضای جامعه چنان انقلابی بود و هیجانات تسخیر سفارت آمریکا چنان بالا که دلایل استعفای مهندس بازرگان اهمیتی داشته باشد. او در نامه­ای به امام خمینی نوشت: «...دخالت­ها، مزاحمت­ها، مخالفت­ها و اختلاف نظرها، انجام وظايف محوله و ادامه مسووليت را براي همكاران و اينجانب مدتي است غير ممكن ساخته و در شرايط تاريخي حساس حاضر نجات مملكت و به ثمر رساندن انقلاب بدون وحدت كلمه و وحدت مديريت ميسر نمي‌باشد، بدين وسيله استعفاي خود را تقديم مي‌دارد تا به نحوي كه مقتضي مي‌داند كليه امور را در فرمان رهبري بگيرند يا داوطلباني را كه با آنها هماهنگي وجود داشته باشد مأمور تشكيل دولت فرمايند».

عمر دولت دوم کوتاه و یادش ماندگار بود؛ دولت دولتمند

«به همراه دکتر شیبانی و به نمایندگی از حزب جمهوری اسلامی، به جلسه هماهنگی نهادهای انقلابی رفتم و برای اولین بار شهید رجایی را در آن جلسه ملاقات کردم. وقتی بیرون آمدیم به حسن (شهید اجاره­دار) گفتم این بشر آن­قدر نورانی­ست که محال است بماند...» این روایت فرشاد مومنی از اولین دیدار با شهید رجایی، احتمالا تصویر مشترک همه جوانان سیاسی فعال آن روزگار است. تصویری که گرچه کوتاه بود اما در تمام سال­های پس از او، به ملاکی برای نزدیکی به آرمان­های انقلاب اسلامی بدل شد.

دولت سازندگی موافقان و مخالفان جدی دارد؛ شکر و شکایت

روزی سعید حجاریان در تحلیل ناکارآمدی احزاب در ایران، حزب متبوع خود مشارکت را بین­العباسین خوانده بود که در سمت راستش دوزدوزانی و در منتهای چپش عبدی قرار می­گرفت. به این اعتبار دولت سازندگی را باید بین­السعیدین نام نهاد که وقتی سعید حجاریان در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری به توسعه سیاسی می­اندیشید، سعید اسلامی در وزارت اطلاعات در  سودای امنیت کشور بود.

سگ صفتان

می گویند سگ که دنبالت کرد نباید فرار نکنی، باید بایستی و اگر جرات هم کردی چند قدمی طرفش حرکت کنی. این کار را که بکنی، دمش را می گذارد لای پاهاش و می رود. حداکثر چندبار پارس می کند.

وقتی از سگ فرار می کنی، جری می شود. هی بلندتر و بلندتر پارس می کند و تا نگیردت آرام نمی شود...

و حالا ببین که چه اپیدمی شایعی شده رفتار سگی بین عده ای مدعی همه چیز. که وقتی نیستی و نیامدی و نگفتی و نکردی، به حساب پیروزی خودش می گذارد و پارس می کند. وقتی هم آمدی و بودی، پشت کلاهخودی سنگر می گیرد و فریاد مظلومیت سر می دهد...