شیر آهن کوه!
تحملت را نداشتند و ندارند و چنان بی بته که جز به گلوله، راهی برای مقابله نمی شناسند.
کنار بیمارستان سینا، اشک می ریختیم و امن یجیب می خواندیم که در مواجهه با زادگان زنا، مضطر شده ایم.
آن روزها کاممان به پیروزی در انتخابات مجلس ششم شیرین بود.
شلیک به اصلاحات اما جواب همه مان را داد.این
روزها همه دوستانت دربندند. دیدیشان که؟ خسته و شکسته با پوزخندی به سرنوشت
اصلاحات در این ملک...
باز هم تن رنجورت، خار چشم حرامیان است.
مردا که تو باشی.
اعتراف کن. هیچ از مردانگی ات نزد ما کم نمی شود.
اعتراف کن. ما باور کرده ایم که اصلاحات غلط بود. غلط است.
اعتراف کن. ما می دانیم چگونه می خواهند بشکنند تو را.
اعتراف کن. این روزها فقط بکام لئیمان است.
تو امروز نماد صد سال آزادی خواهی مایی که بر ویلچر نشسته...






+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 16:57 توسط علی نیلی
|