کثافت زدگی. این توصیف دقیقی ازهمه آن چیزی ست که امروز همه شئون زندگی ما را احاطه کرده...

دو قدم مانده به صبح از معدود برنامه های تلوزیون است که هنوز می شود تحملش کرد. میهمان دیشب این برنامه استاد داوود رشیدی بود. رشیدی در ذهن من و احتمالا خیلی ها در صف اسطوره های سینما و تئاتر ایران قرار می گیرد. اما وقتی موضوع برنامه، مرگ خانم خیرآبادی ست و قرار است از او تجلیل شود، استاد از مشکلات مالی "انجمن بازیگران" می نالد و می گوید در دیداری که با وزیر ارشاد خواهیم داشت از ایشان می خواهیم یک مقرری برای انجمن تعیین کند.

به این که دولت چه باید بکند کار ندارم که اگر چیزها در جای درستش بود، احتمالا وزیر هم کس دیگری بود. اما این که انجمن بازیگران، که قاعدتا پردرآمدترین اعضای جامعه سینمایی اند، از دولت مقرری می خواهد یعنی زبونی، یعنی خواری. یعنی کار بزرگان ما هم به جایی رسیده که دست گدایی دراز می کنند جلوی دولت. یعنی وضعمان این قدر وخیم است که اسطوره ها می شکنند برای چندرغاز مقرری...

کثافت زدگی. این توصیف دقیقی از همه آن چیزی ست که امروز همه شئون زندگی ما را احاطه کرده...